mansha'e khanevadeh
aslan motevajeh nemisham chera daram be soorate ejtemai’ zendegi mikonam.
aslan motevajeh nemisham chera daram be soorate ejtemai’ zendegi mikonam.
دیگه این حماقت رو نمی کنم که تجربه های موهوم خودم رو با کسی در میون بذارم.
آبلوموف رو گذاشته بودم رو نشریه ها که باد نبره. حسین دست زد بهش. گفت: مسقطیه؟ گفتم نه و خندیدم. بعد گفت: یه روز رفته بودم حمام خوابگاه. یه مسقطی اونجا بود. توش تاید ریخته بودن. بعد باز خندیدیم و سال ها با هم دوست موندیم.
من هرچی فکر می کنم میبینم
دو تا دست زیاده واسه آدم، ولی خب یه دست هم خیلی کمه.
یک گرداب هم من در چنته دارم. برای شما.
وارطان سالاخانیان ( دربرخی منابع بالاخیان ذکر شده) عضو فعال حزب توده که در سال 1333 بازداشت شد، مثال خوبی از این مقاومت ( دربرابر شکنجه های رژیم شاه) بود. وارطان در حالی همراه رفیقش محمود کوچک شوشتری دستگیر شد که در حال پخش نشریات حزب توده در تهران بود. هر دو از سوی تشکیلات فرمانداری نظامی تهران، که برای کودتا نقش محوری داشت و پیشگام ساواک بود، تحت شکنجه شدید قرار گرفتند. گرچه هر دوی از اعضای رده پایین بودند و نمی توانستند اطلاعات چندانن مهمی داشته باشند، تا سرحد مرگ مقاومت کردند. این مقاومت و عمل قهرمانانه، احمد شاملو شاعر برجسته ی ایران را بر انگیخت تا شعر “مرگ وارطان” را بسراید.
شورشیان آرمانخواه- ناکامی چپ در ایران / مازیار بهروز
این آقا کچله که تو بی بی سی فارسی میاد بعضی وقت خبر میخونه و اینا
منو به شدت به یاد دمیان میندازه.
این روزا همه جا صحبت از دمیانه.
همه جا